شیمی درمانی در ۴۰% بیماران سرطانی باعث درد عصبی مداوم میشود

بر اساس یک تجزیه و تحلیل دادههای ترکیبی از شواهد موجود، شیمی درمانی سرطان در سطح جهانی با درد عصبی مداوم و شدید (نوروپاتی) در حدود ۴ نفر از هر ۱۰ بیمار درمانشده با این داروها مرتبط است.
به گزارش بخش مغز و اعصاب رسانه اخبار پزشکی مدنا، با وجود تنوع وسیع در مناطق مختلف، داروهای مبتنی بر پلاتین، تاکسانها و سرطان ریه به نظر میرسد با بالاترین نرخهای نوروپاتی دردناک مداوم که حداقل ۳ ماه ادامه دارد، مرتبط باشند. این یافتهها باعث شده است که محققان از ضرورت استفاده از رویکردهای ویژه برای تسکین درد سخن بگویند. داروهای مورد استفاده در درمان سرطان سلولها و بافتهای سالم از جمله سیستم عصبی را آسیب میزنند. این اثرات میتواند در اختلالات حرکتی مانند از دست دادن تعادل یا هماهنگی و اختلالات حسی مانند از دست دادن احساس، بیحسی، سوزش، سوزنسوزن شدن یا احساس سوزش روی پوست نمایان شود.
چندین عامل بر فراوانی و شدت درد مزمن نوروپاتیک محیطی تأثیر میگذارد که از جمله آنها میتوان به نوع و دوز شیمی درمانی، نوروپاتی قبلی و استفاده از داروهای دیگر که میتوانند به سیستم عصبی آسیب برسانند، اشاره کرد. این وضعیت بهطور معمول ناشی از آسیب مستقیم به سلولهای عصبی محیطی است که باعث اختلال یا تغییر مسیرهای سیگنالدهی عصبی طبیعی میشود و به درد مداوم منتهی میشود.
با توجه به افزایش تعداد بازماندگان سرطان و درمانهای روزافزون تهاجمی این بیماری، محققان قصد داشتند شیوع جهانی نوروپاتی محیطی دردناک مزمن مرتبط با شیمی درمانی را ارزیابی کنند. آنها پایگاههای داده تحقیقاتی را برای یافتن مطالعات مرتبط که بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ منتشر شده بودند، جستجو کردند و بر عوامل اجتماعی جمعیتی، بالینی و روششناختی (مانند طراحی مطالعه و منبع تأمین مالی) تأکید داشتند.
در مجموع، نتایج ۷۷ مطالعه معتبر را که شامل ۱۰،۹۶۲ شرکتکننده از ۲۸ کشور بود، گردآوری کردند. تمامی این افراد دچار نوروپاتی محیطی مرتبط با درمان دارویی سرطان بودند و در ۴۵۴۵ نفر از آنها این وضعیت دردناک و مداوم بود و حداقل ۳ ماه طول کشید. بیشترین تعداد مطالعات در ایالات متحده (۱۳ مطالعه) و ژاپن (۱۰ مطالعه) انجام شده بود و تقریباً نیمی از این مطالعات، مطالعات مشاهدهای آیندهنگر بودند.
بیشترین سرطانهایی که در این مطالعات ذکر شدند، شامل سرطان روده (۲۵ مطالعه؛ ۳۳%) و سرطان پستان (۱۷ مطالعه؛ ۲۲%) بودند، در حالی که بزرگترین بخش مطالعات بر روی بیمارانی متمرکز بود که با داروهای مبتنی بر پلاتین (۱۳ مطالعه؛ ۱۷%) یا تاکسانها (۱۱ مطالعه؛ کمی بیشتر از ۱۴%) یا هر دو (۶ مطالعه؛ ۸%) یا ترکیب فولوکس (فولینیک اسید بهعلاوه ۵ فلئوئرواوراسیل بهعلاوه اکسالپلاتین) (۵ مطالعه؛ ۶.۵%) درمان شده بودند.
تحلیل دادههای ترکیبی نتایج این مطالعات نشان داد که شیوع کلی نوروپاتی محیطی دردناک مداوم کمی بیشتر از ۴۱% بود. هنگامی که این تحلیل به تفکیک بیشتر انجام شد، نشان داد که بالاترین شیوع در میان بیمارانی بود که با داروهای مبتنی بر پلاتین (۴۰.۵%) و تاکسانها (کمی بیشتر از ۳۸%) درمان شده بودند. شیوع در میان بیمارانی که با ترکیب فولوکس درمان شده بودند، کمترین مقدار بود (۱۶.۵%).
شیوع نیز در میان بیمارانی که به سرطان ریه اولیه مبتلا بودند، بالاترین بود (کمی بیشتر از ۶۲%)، که ممکن است به دلیل پیچیدگیهای درمان این بیماری باشد، به گفته محققان. شیوع در میان بیمارانی که به سرطان تخمدان اولیه (۳۱.۵%) و لنفوم (۳۶%) مبتلا بودند، کمترین میزان بود. هنگامی که این تحلیل بر اساس قاره انجام شد، مطالعات انجامشده بر روی بیماران در آسیا بالاترین شیوع نوروپاتی دردناک مداوم را گزارش کردند (۴۶.۵%)، در حالی که مطالعات انجامشده بر روی بیماران در اروپا کمترین شیوع را داشتند (۳۶%). نرخ شیوع در مردان و زنان مشابه بود. محققان تأکید میکنند که طراحی و روششناسی مطالعات گنجاندهشده بهطور چشمگیری متفاوت بود و اطمینان کلی از شواهد بهعنوان کم در نظر گرفته شد.
اما آنها مینویسند: «درک شیوع و پیشبینیکنندههای نوروپاتی محیطی دردناک مزمن که ناشی از شیمی درمانی است برای ترویج تشخیص زودهنگام و توسعه استراتژیهای درمانی شخصیسازیشده بسیار حیاتی است. یافتههای ما تأکید میکند که نوروپاتی محیطی دردناک مزمن که ناشی از شیمی درمانی است یک چالش بزرگ سلامت جهانی است که بیش از ۴۰% از افرادی که به آن مبتلا هستند را تحت تأثیر قرار میدهد.»
و در پایان مینویسند: «تنوع گسترده در نرخهای شیوع در کشورهای مختلف، قارهها، رژیمهای شیمی درمانی و تاریخچه سرطان اولیه نشاندهنده لزوم وجود استراتژیهای ویژه برای مقابله با این وضعیت ناتوانکننده است. مطالعات آینده باید بر شفافسازی مکانیزمهای موجود در این تفاوتها و توسعه مداخلاتی که میتواند بار نوروپاتی دردناک مزمن که ناشی از شیمی درمانی است را در سطح جهانی کاهش دهد، تمرکز کند.»




