افت 17% مهارت شناخت اجتماعی کودکان پس از کرونا

قرنطینههای سراسری، فاصلهگذاری اجتماعی، تعطیلی مدارس و مشاغل همهگیری کووید ۱۹ و اختلالات گسترده ناشی از آن، موجی از تحقیقات پیرامون تأثیرات این بحران بر دانشآموزان را به همراه داشت. این مطالعات عمدتاً بر پیامدهای آموزشی، سلامت روان و رشد اجتماعی کودکان متمرکز بود.
به گزارش رسانه اخبار پزشکی مدنا، یکی از جنبههای مهمی که تاکنون کمتر مورد بررسی قرار گرفته، تأثیر این همهگیری بر شناخت اجتماعی کودکان پیشدبستانی (کودکانی زیر شش سال) است. کودکانی که به دلیل تعطیلی مهدکودکها و اجبار خانوادهها به ماندن در خانه، با تغییرات اساسی در تعاملات اجتماعی خود روبهرو شدند.
این شکاف پژوهشی زمانی پر شد که یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه کالیفرنیا، مرسد (UC Merced)، دادههایی را که پیش از همهگیری جمعآوری کرده بود، مورد بازبینی قرار داد. آنها متوجه شدند که کودکان ۳.۵ تا ۵.۵ سالهای که قبل و بعد از قرنطینه مورد آزمون قرار گرفته بودند، در یک مهارت شناختی کلیدی با افت قابلتوجهی مواجه شدهاند. این کاهش مهارت، بهویژه در کودکانی که از خانوادههایی با منابع مالی محدود و والدینی با سطح تحصیلات پایینتر بودند، مشهودتر بود.
پروفسور رز اسکات، استاد روانشناسی رشد و نویسنده اصلی این مطالعه میگوید: «دیدن افت عملکرد کودکان واقعاً شگفتآور بود. در یکی از آزمونهای آزمایشگاهی ما، کودکانی که پیش از همهگیری آزمایش شده بودند، در سن ۲.۵ سالگی قادر به گذراندن این آزمون بودند، اما درست بعد از قرنطینهها، شاهد کودکانی ۵ ساله بودیم که نمیتوانستند این آزمون را پشت سر بگذارند.»
این پژوهش، که با همکاری دانشجویان تحصیلات تکمیلی، گابریل نگوینترن و جیمز سالیوان انجام شد، بر مهارت شناخت اجتماعی مهمی به نام درک باور نادرست (false belief understanding) تمرکز داشت. این مهارت به کودکان امکان میدهد درک کنند که دیگران میتوانند دیدگاه اشتباهی داشته باشند. این توانایی، گامی حیاتی در تفکیک ذهن از واقعیت است و نقشی کلیدی در رشد همکاری اجتماعی، مهارتهای ارتباطی و یادگیری ایفا میکند.
در این مطالعه، ۹۴ کودک در گروه نخست مورد آزمایش قرار گرفتند. هر یک از کودکان، در معرض سه آزمون مرتبط با باور نادرست قرار گرفتند. در یکی از این آزمونها، کودک شاهد بود که یک عروسک به نام (پیگی) یک اسباببازی را در یکی از دو جعبه قرار میدهد و سپس از صحنه خارج میشود. در این حین، عروسک دیگری وارد شده و اسباببازی را به جعبه دیگر منتقل میکند. پس از بازگشت پیگی، از کودک پرسیده میشد که پیگی برای یافتن اسباببازی به کدام جعبه نگاه خواهد کرد. اگر کودک مهارت درک باور نادرست را در اختیار داشت، پاسخ میداد که پیگی به جعبهای که ابتدا اسباببازی در آن قرار داشت، نگاه خواهد کرد حتی اگر کودک میدانست که اسباببازی دیگر آنجا نیست.
اسکات توضیح میدهد که پژوهشهای کنونی نشان میدهند توانایی درک باور نادرست، در پنج سال نخست زندگی کودک دچار تغییرات مهمی میشود. او هشدار میدهد که تأخیر در رشد این مهارت شناختی میتواند منجر به مشکلاتی در برقراری روابط اجتماعی و حتی انجام تکالیف تحصیلی شود. وی افزود: «کودکان در کلاس درس نیاز دارند که بتوانند با دیگران تعامل کنند. آنها میخواهند دوست پیدا کنند، اما باید بتوانند دیدگاههای دیگران را هم در نظر بگیرند. مثلاً، یک کودک ممکن است بخواهد اسباببازی خاصی را بازی کند، اما دوستش چیزی دیگر را ترجیح دهد. توانایی درک دیدگاههای متفاوت، به آنها کمک میکند که همچنان بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.»
در یکی از آزمونهای پژوهش، ۸۰٪ از کودکان ۵ ساله در گروه پیش از قرنطینه موفق به گذراندن آزمون شدند، اما در گروه پس از قرنطینه، این میزان به ۶۳٪ کاهش یافت. این کاهش در میان کودکان خانوادههای کمدرآمد حتی شدیدتر بود و تنها ۵۱٪ از آنها موفق به قبولی شدند یعنی تقریباً در حد یک حدس تصادفی.
در این مطالعه، مهارتهای زبانی کودکان مورد بررسی قرار گرفت و وضعیت اجتماعی اقتصادی خانوادههای آنها با توجه به میزان درآمد سالانه و بالاترین مدرک تحصیلی والدین ارزیابی شد. گروه نخست بین آگوست ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰ (همزمان با آغاز همهگیری) مورد آزمایش قرار گرفت. گروه دوم، که از نظر ویژگیهای آماری مشابه گروه اول بود، از سپتامبر ۲۰۲۱ مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج نشان داد که کودکان گروه پس از همهگیری و بهویژه آنهایی که از خانوادههای با وضعیت اقتصادی پایینتر بودند، دچار افت چشمگیری در مهارتهای شناختی شده بودند. اما در مقابل، کودکانی که از خانوادههایی با وضعیت اقتصادی بالاتر بودند، تأثیر چندانی از قرنطینهها دریافت نکردند.
چرا این اختلاف بین کودکان از طبقات مختلف اقتصادی وجود دارد؟ دادههای این مطالعه پاسخ قطعی به این پرسش نمیدهند، اما اسکات میگوید که تعطیلی مهدکودکها و از بین رفتن تعاملات اجتماعی غیررسمی، ممکن است فشارهای مالی و روانی شدیدی را بر والدین کمدرآمد تحمیل کرده باشد. این فشارها میتوانند منجر به کاهش ارتباط کلامی والدین با فرزندانشان شوند. از سوی دیگر، ممکن است این کودکان زمان بیشتری را صرف استفاده از وسایل الکترونیکی کرده باشند عاملی که بهطور بالقوه با ضعف در مهارت درک باور نادرست ارتباط دارد.
در سال ۲۰۲۳، گروهی از کودکان که در مرحله پس از همهگیری مورد آزمایش قرار گرفته بودند، دوباره ارزیابی شدند. یافتهها حاکی از آن بود که نمرات پایین در آزمون درک باور نادرست همچنان پابرجا بودند و به گفته اسکات، مانند یک موج در حال گسترش باقی ماندند. در ماه مارس، اسکات یافتههای این مطالعه را در یک کنفرانس در پاسادنا ارائه کرد که مورد توجه گسترده قرار گرفت. پس از انتشار مقاله در ماه نوامبر، این توجهات شدت بیشتری یافت.
اسکات گفت: «هر بار که درباره این موضوع صحبت میکنم، همکارانم در حوزه روانشناسی میگویند: اوه، خدای من، این همان چیزی است که ما هم در دادههایمان مشاهده کردهایم.» در دسامبر، یکی از اساتید دانشگاهی دیگر برای او ایمیلی ارسال کرد و گفت که این پژوهش توضیح میدهد چرا آنها نیز تغییراتی در شناخت اجتماعی کودکان پس از همهگیری مشاهده کردهاند. او در پایان افزود: «فکر میکنم اطلاعات بیشتری در این زمینه وجود دارد—فقط تاکنون کسی به این شکل به کودکان پیش از سن مدرسه توجه نکرده بود.»




