مصرف منظم آجیل خطر اختلال شناختی سالمندان را کاهش میدهد

مطالعات نشان میدهند که مصرف منظم آجیل با عملکرد شناختی بهتر در سالمندان مرتبط است و در پژوهشی که بر روی جمعیتی از ساکنان جنوب ایتالیا انجام شده، مشخص شد که مصرف بالاتر آجیل با ۶۸ درصد کاهش خطر ابتلا به اختلالات شناختی همراه است.
به گزارش بخش روان پزشکی رسانه اخبار پزشکی مدنا، یک مطالعه جدید نشان میدهد که سالمندانی که به طور منظم آجیل مصرف میکنند، ممکن است از سلامت شناختی بهتری برخوردار باشند. تیم تحقیقاتی دریافت که افرادی که مصرف بیشتری از آجیل داشتند، ۶۸ درصد کمتر در معرض خطر اختلال شناختی بودند (نسبت شانس تعدیلشده: ۰.۳۲، بازه اطمینان ۹۵٪: ۰.۱۳-۰.۷۷). این یافتهها بر اهمیت رژیم غذایی در عملکرد مغز و روند پیری تأکید میکنند.
با افزایش جمعیت سالمندان در جهان، زوال شناختی به یکی از نگرانیهای جدی سلامت عمومی تبدیل شده است. دمانس و سایر اختلالات مرتبط میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند و عوامل خطر متعددی از جمله ژنتیک و سبک زندگی در بروز آنها نقش دارند. در حالی که برخی راهکارهای پیشگیری همچنان ناشناخته باقی ماندهاند، تحقیقات رو به رشد نشان میدهند که رژیم غذایی میتواند در حفظ سلامت مغز نقش مهمی ایفا کند.
مواد غذایی غنی از مواد مغذی، بهویژه آنهایی که در رژیم مدیترانهای جای دارند، با عملکرد شناختی بهتر مرتبط هستند. آجیل، یکی از اجزای اصلی این رژیم، سرشار از چربیهای سالم، آنتیاکسیدانها و پلیفنولهاست که به دلیل اثرات محافظتی بر سلولهای عصبی شناخته شدهاند. برخی مطالعات نشان دادهاند که مصرف آجیل میتواند استرس اکسیداتیو و التهاب را کاهش دهد، دو عاملی که ارتباط نزدیکی با اختلالات شناختی دارند.
با این حال، تحقیقات گذشته عمدتاً بر انواع خاصی از آجیل مانند گردو متمرکز بودهاند و نتایج متناقضی را ارائه دادهاند. با توجه به افزایش شیوع اختلالات شناختی و نیاز به مداخلات غذایی مؤثر، این مطالعه بررسی کرده است که آیا مصرف منظم آجیل، بدون در نظر گرفتن نوع خاص آن، با وضعیت شناختی بهتر در سالمندان ارتباط دارد یا خیر.
در این پژوهش مقطعی، محققان دادههای ۸۸۳ فرد ۵۰ ساله و بالاتر را که از مطالعه “رژیم غذایی سالم مدیترانهای، پیری و سبک زندگی” (MEAL) در جنوب ایتالیا گردآوری شده بود، مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. میزان مصرف آجیل شرکتکنندگان از طریق یک پرسشنامه شامل ۱۱۰ ماده غذایی مختلف ارزیابی شد که جزئیات مصرف انواع آجیل از جمله بادام، گردو، فندق، بادامزمینی و شاهبلوط را ثبت میکرد.
همچنین، عملکرد شناختی شرکتکنندگان با استفاده از یک پرسشنامه استاندارد وضعیت ذهنی که به عنوان یک ابزار غربالگری برای تشخیص اختلال شناختی معتبر است، اندازهگیری شد. برای بررسی ارتباط بین مصرف آجیل و وضعیت شناختی، محققان شرکتکنندگان را به دو گروه مصرفکنندگان کم و زیاد آجیل تقسیم کردند. میزان متوسط مصرف روزانه آجیل ۱۱.۷ گرم بود، بهطوری که مصرفکنندگان کم، به طور میانگین ۴.۳ گرم در روز و مصرفکنندگان زیاد، به طور میانگین ۳۹.۷ گرم آجیل مصرف میکردند.
تحلیلهای آماری با در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، میزان تحصیلات، فعالیت بدنی، شاخص توده بدنی (BMI) و وضعیت سیگار کشیدن انجام شد تا تأثیر عوامل مداخلهگر احتمالی کاهش یابد. علاوه بر این، میزان پایبندی به رژیم مدیترانهای نیز در مدلهای آماری لحاظ شد، هرچند که مصرف آجیل در امتیازبندی این رژیم گنجانده نشده بود. این امر تضمین میکرد که مزایای شناختی مشاهدهشده، مستقل از کیفیت کلی رژیم غذایی هستند.
با استفاده از مدلهای رگرسیون لجستیک چندمتغیره، این مطالعه بررسی کرد که آیا میزان کل مصرف آجیل و مصرف انواع خاص آن با وضعیت شناختی مرتبط است یا خیر. هدف از این تحلیل، جداسازی اثر مستقل آجیل بر سلامت مغز و ارائه تصویری واضحتر از نقش احتمالی آن در عملکرد شناختی بود.
نتایج این مطالعه نشان داد که مصرف بالاتر آجیل به طور قابلتوجهی با کاهش شیوع اختلالات شناختی در سالمندان مرتبط است. به طور خاص، افرادی که روزانه بیش از ۱۱.۷ گرم آجیل مصرف میکردند، ۶۸ درصد کمتر از کسانی که مقدار کمتری آجیل مصرف میکردند، در معرض خطر ابتلا به اختلالات شناختی بودند (نسبت شانس = ۰.۳۲، بازه اطمینان ۹۵٪: ۰.۱۳-۰.۷۷). علاوه بر این، این ارتباط حتی پس از تعدیل عوامل مختلف مانند سن، سبک زندگی و میزان پایبندی به رژیم مدیترانهای همچنان قوی باقی ماند.
نکته جالب این است که در حالی که مصرف کلی آجیل ارتباط واضحی با وضعیت شناختی داشت، هیچ نوع خاصی از آجیل به طور مستقل ارتباط معنیداری با عملکرد شناختی نشان نداد. این امر نشان میدهد که مزایای مشاهدهشده احتمالاً ناشی از تأثیرات ترکیبی چندین ماده مغذی موجود در آجیل است، نه صرفاً یک نوع خاص.
از نظر تغذیهای، مصرفکنندگان پرآجیل دریافت بیشتری از چربیهای سالم، از جمله اسیدهای چرب تکغیراشباع و چندغیراشباع، ویتامینهای A، C، E و D، و مواد معدنی مانند آهن، پتاسیم، منیزیم و روی داشتند. این مواد مغذی با کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو مرتبط هستند که هر دو عامل به زوال شناختی کمک میکنند. علاوه بر این، آجیل سرشار از پلیفنولها و فیبر است که ممکن است با متعادلسازی میکروبیوتای روده و بهبود عملکرد عروق، به سلامت مغز کمک کند.
در حالی که این مطالعه ارتباط قوی بین رژیم غذایی و عملکرد شناختی را برجسته کرد، باید توجه داشت که ماهیت مشاهدهای آن، مانع از استنتاج قطعی درباره رابطه علّی و معلولی میشود. به عبارت دیگر، اگرچه مصرف آجیل با عملکرد شناختی بهتر مرتبط است، اما هنوز اثبات نشده که مستقیماً از زوال شناختی پیشگیری میکند. برای تأیید این یافتهها، مطالعات طولی و مداخلاتی بیشتری موردنیاز است.
با این حال، این نتایج شواهد فزایندهای را تقویت میکند که نشان میدهد رژیمی غنی از مواد غذایی مغذی، از جمله آجیل، میتواند یک استراتژی ارزشمند برای حفظ سلامت شناختی در دوران سالمندی باشد. در مجموع، این مطالعه به شواهد رو به رشد درباره نقش تغذیه در سلامت مغز افزود و پیشنهاد کرد که مصرف منظم آجیل ممکن است در حفظ عملکرد شناختی سالمندان نقش داشته باشد. اگرچه برای تعیین رابطه علّی به تحقیقات بیشتری نیاز است، اما گنجاندن آجیل در یک رژیم غذایی متعادل، به نظر میرسد یک راهکار بالقوه مفید برای حمایت از سلامت مغز در طولانیمدت باشد.




