پیشبینی افسردگی بعد زایمان در نشانگرهای هورمونی بارداری

بر اساس مطالعهای جدید که توسط پژوهشگران مؤسسه پزشکی ویل کرنل و دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیا انجام شده است، زنانی که دچار افسردگی پس از زایمان (PPD) میشوند، ممکن است در سهماهه سوم بارداری سطح مشخصی از استروئیدهای نورواکتیو در خون خود داشته باشند. این مولکولها که از هورمون پروژسترون مشتق میشوند، بر واکنش مغز به استرس و تنظیم احساسات تأثیر میگذارند.
به گزارش بخش طب زنان و زایمان رسانه اخبار پزشکی مدنا، این یافتهها که در تاریخ ۳۰ ژانویه در مجله نوروسایکوفارماکولوژی منتشر شدهاند، نشان میدهند که میتوان از این نشانگرهای زیستی برای شناسایی زنانی که در معرض خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان هستند، پیش از بروز علائم استفاده کرد. این امکان به پزشکان کمک میکند تا مداخلههای درمانی را در مراحل ابتدایی آغاز کنند. افسردگی پس از زایمان که نوعی افسردگی شدید پس از تولد نوزاد است، بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از مادران را تحت تأثیر قرار میدهد و مشکلات احساسی شدیدی ایجاد میکند که میتواند بر مادر و کودک تأثیری طولانیمدت داشته باشد. از جمله علائم این بیماری میتوان به دشواری در ایجاد پیوند عاطفی با نوزاد، احساس ناامیدی و غمگینی، خستگی مفرط، کاهش اشتها و اختلال در خواب اشاره کرد.
دکتر لورن آزبرن، دانشیار زنان و زایمان و روانپزشکی در مؤسسه پزشکی ویل کرنل و یکی از پژوهشگران اصلی این مطالعه، اظهار داشت: «دوره پس از زایمان تنها دورهای در طول زندگی افراد است که ما میدانیم یک عامل بیولوژیکی مشخص، باعث بیماری در درصدی از افراد میشود. اگر بتوانیم این عوامل بیولوژیکی را درک کرده و پیشبینیکنندههای آن را بیابیم، نهتنها به زنان کمک خواهیم کرد، بلکه این کشف میتواند گامی مهم در شناسایی عوامل پیشبینیکننده سایر بیماریهای روانپزشکی نیز باشد.»
دکتر جنیفر پین، استاد و معاون پژوهشی گروه روانپزشکی و علوم عصبیرفتاری در دانشگاه ویرجینیا و بیمارستان UVA Health و دیگر پژوهشگر اصلی این مطالعه، سالهاست که به دنبال درک پایههای بیولوژیکی افسردگی شدید بالینی است. او افزود: «مطالعه افسردگی پس از زایمان به ما این امکان را میدهد که تغییرات بیولوژیکی را پیش از ابتلای فرد به افسردگی شناسایی کنیم، زیرا زمانبندی بروز افسردگی پس از زایمان قابل پیشبینی است.»
بسیاری از مطالعات قبلی میانگین سطوح استروئیدهای نورواکتیو را با میانگین تغییرات خلقی در طول زمان مقایسه کردهاند، اما این روش تنها وجود یک همبستگی زیستی را نشان میدهد و کمکی به تشخیص بالینی نمیکند. برای رفع این محدودیت، پژوهشگران در این مطالعه ۱۳۶ زن را که در طول بارداری افسرده نبودند، مورد بررسی قرار دادند و سطح استروئیدهای نورواکتیو را در نمونههای خون آنان در دورههای مشخصی از سهماهه دوم و سوم بارداری اندازهگیری کردند. علاوه بر این دادههای بالینی این افراد را تا ۹ ماه پس از زایمان دنبال کردند. در نهایت، ۳۳ نفر از این زنان در دوران پس از زایمان دچار علائم افسردگی شدند.
این پژوهش بر هورمون پروژسترون و مسیر متابولیک آن بهعنوان عوامل احتمالی مؤثر در بروز افسردگی پس از زایمان تمرکز داشت. دو استروئید نورواکتیو مشتقشده از پروژسترون که به نظر میرسد بر خطر ابتلا به PPD تأثیر میگذارند، پرگنانولون و ایزوآلوپرگنانولون هستند. پرگنانولون با تأثیر بر گیرنده GABA-A اثر آرامبخش دارد و استرس را کاهش میدهد، در حالی که ایزوآلوپرگنانولون با گیرنده GABA-A تعامل داشته و موجب افزایش استرس میشود.
نتایج این مطالعه نشان داد که در سهماهه سوم بارداری، زنانی که دچار PPD شدند، نسبت پرگنانولون به پروژسترون کمتری داشتند و نسبت ایزوآلوپرگنانولون به پرگنانولون در آنان بالاتر بود. همچنین، سطوح بالاتر پروژسترون در اواخر بارداری با افزایش خطر PPD مرتبط بود، که نشان میدهد احتمالاً متابولیسم پروژسترون به فرآوردههای مفید آن کاهش یافته است.
دکتر آزبرن بیان کرد: «اگر بتوانیم این نتایج را در مطالعات دیگر تکرار کنیم، این یافتهها میتوانند به توسعه یک آزمایش بالینی برای پیشبینی ابتلا به افسردگی پس از زایمان منجر شوند.»
در حال حاضر، دو داروی جدید، برکسانولون و زورانولون، برای درمان PPD پس از تشخیص قابلتجویز هستند. بااینحال، یافتههای این مطالعه نشان میدهد که میتوان از آنها برای پیشگیری در زنانی که در آزمایشهای خون دارای سطوح غیرعادی استروئیدهای نورواکتیو هستند، استفاده کرد. دکتر آزبرن توضیح داد: «ما هنوز نمیدانیم که آیا این داروها میتوانند بهعنوان یک اقدام پیشگیرانه برای زنانی که در معرض خطر افسردگی پس از زایمان هستند مؤثر باشند یا خیر، اما بر اساس یافتههای ما، این احتمال وجود دارد که بتوانند از بروز این بیماری جلوگیری کنند.»
پژوهشگران قصد دارند این یافتهها را در یک گروه بزرگتر و متنوعتر از بیماران تکرار کنند. همچنین، دکتر آزبرن، دکتر پین و تیمهای تحقیقاتی آنها قصد دارند با اندازهگیری مستقیم سطوح دو آنزیمی که پروژسترون را به متابولیتهای آن تبدیل میکنند، تغییرات مسیر متابولیک پروژسترون را پیش از بروز افسردگی پس از زایمان بررسی کنند.




