افراد با گلوکز ناشتا نرمال هم با خطر دیابت روبرو هستند

مطالعهای نشان میدهد که خطر ابتلا به دیابت طی ۱۰ سال در میان یک گروه ۴۴,۹۹۲ نفری، ۱۲.۸٪ است و نقش گلوکز پلاسمای ناشتا، شاخص توده بدنی، سن و جنسیت در پیشبینی خطر را برجسته میکند، حتی در افرادی که سطح گلوکز پلاسمای ناشتا در آنها نرمال است.
به گزارش رسانه اخبار پزشکی مدنا به نقل از انجمن پزشکی امریکا، گروهی از محققان بررسی کردند که چگونه سطح گلوکز پلاسمای ناشتا (FPG)، سن، جنسیت و شاخص توده بدنی (BMI) بر پیشرفت به دیابت تأثیر میگذارند و این اطلاعات به توسعه استراتژیهای پیشگیری هدفمند کمک میکند. پیشرفت از گلوکز ناشتا و تحمل گلوکز نرمال به دیابت نوع ۲ معمولاً شامل یک مرحله میانه از گلوکز ناشتا مختل یا تحمل گلوکز مختل است که به آن پیشدیابت گفته میشود. مداخلات سبک زندگی و دارویی میتوانند به طور قابل توجهی خطر دیابت را در افراد پرخطر کاهش دهند.
انجمن دیابت آمریکا ارزیابیهای بالینی ریسک را برای هدایت آزمایشهای تشخیصی برای پیشدیابت یا دیابت از طریق FPG، گلوکز پلاسمای دو ساعته در تست تحمل گلوکز خوراکی ۷۵ گرم یا هموگلوبین A1c (HbA1c) توصیه میکند. تحقیقات بیشتر برای بررسی تعاملات بین FPG، سن، جنسیت، BMI و سایر متغیرها به منظور بهبود پیشبینی خطر ضروری است.
پروژه اپیدمیولوژی روچستر (REP) یک سیستم پیوند سوابق پزشکی است که افراد منحصر به فرد را در سراسر سازمانهای مختلف بهداشتی در شهرستان اولمستد، مینهسوتا شناسایی میکند. در این مطالعه همگروهی رتروسپکتیو، دادههای REP برای شناسایی افرادی که در بازه زمانی ۱ ژانویه ۲۰۰۵ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ حداقل دو آزمایش FPG داشتند، استفاده شد. بر اساس کدهای خاص سفارشدهی، تنها نمونههای ناشتا گنجانده شدند و نمونههای جمعآوری شده در بیمارستانها مستثنی شدند.
افرادی که دیابت پیشین داشتند، افرادی که داروهای کاهشدهنده گلوکز دریافت میکردند یا افرادی که سطح اولیه FPG آنها ۱۲۶ میلیگرم در دسیلیتر یا بیشتر بود، نیز از مطالعه کنار گذاشته شدند. دقت دادههای الکترونیکی بازیابی شده با بازبینی دستی یک زیرمجموعه از سوابق تأیید شد. در مجموع ۴۴,۹۹۲ نفر در این همگروهی گنجانده شدند که میانگین سن (SD) آنها ۴۳.۷ (۱۱.۸) سال و محدوده سنی آنها بین ۱۸ تا ۶۵ سال بود. این همگروهی شامل ۲۶,۰۲۵ زن (۵۷.۸٪) و ۱۸,۹۶۷ مرد (۴۲.۲٪) بود، که شامل ۱,۸۴۴ شرکتکننده آسیایی (۴.۱٪)، ۱,۹۳۴ شرکتکننده سیاهپوست (۴.۳٪)، ۳۹,۱۷۸ شرکتکننده سفیدپوست (۸۷.۱٪) و ۲,۰۳۶ فرد از نژادها یا قومیتهای دیگر (۴.۵٪) بودند. میانگین BMI (SD) آنها ۲۸.۹ (۶.۶) بود.
در طی پیگیری میانهای به مدت ۶.۸ سال (IQR، ۳.۶-۹.۷ سال)، ۳,۸۷۹ نفر (۸.۶٪) دچار دیابت شدند، که از این تعداد ۷.۱٪ از زنان (۱,۸۴۷ از ۲۶,۰۲۵) و ۱۰.۷٪ از مردان (۲,۰۳۲ از ۱۸,۹۶۷) تحت تأثیر قرار گرفتند. خطر تجمعی دیابت در ۱۰ سال با استفاده از مدل کاپلان-مایر ۱۲.۸٪ (۹۵٪ CI، ۱۲.۴٪-۱۳.۲٪) بود. تحلیل رگرسیون خطرات نسبی کاکس عوامل خطر قابل توجهی را شناسایی کرد، از جمله سطح FPG، جنسیت، سن و BMI. افراد با سطوح FPG خارج از محدوده مرجع (۸۰-۹۴ میلیگرم در دسیلیتر) خطر بیشتری را تجربه کردند، به طوری که نسبت خطر (HR) برای FPG <۷۰ میلیگرم در دسیلیتر ۳.۴۹ (۹۵٪ CI، ۲.۱۹-۵.۵۷) و برای FPG ۱۲۰-۱۲۵ میلیگرم در دسیلیتر ۱۲.۴۷ (۹۵٪ CI، ۱۰.۸۴-۱۴.۳۴) بود.
مدل افزایشی تخمینهای ریسک قابل تفسیر ارائه داد و تأثیرات ترکیبی FPG، BMI، سن و جنسیت را برجسته کرد. به عنوان مثال، یک زن ۵۵ تا ۵۹ ساله با BMI بین ۱۸.۵ تا ۲۴.۹ و سطح FPG بین ۹۵ تا ۹۹ میلیگرم در دسیلیتر دارای خطر دیابت ۱۰ سالهای معادل ۷.۰٪ بود. این خطر با BMI بین ۳۰ تا ۳۴.۹ به ۱۳.۰٪ و با افزایش BMI و سطح FPG به ۱۰۵-۱۰۹ میلیگرم در دسیلیتر به ۲۸.۰٪ رسید.
در سراسر گروههای سنی مختلف، افرادی که BMI <۱۸.۵ یا FPG <۸۰ میلیگرم در دسیلیتر داشتند، در مقایسه با افرادی که در کمخطرترین دستهها قرار داشتند، با خطرات بالاتری روبهرو بودند. خطر دیابت با افزایش سطح FPG بالای ۸۰ میلیگرم در دسیلیتر به طور پیوسته افزایش یافت، اما هیچ انحراف واضحی در نقطه برش پیشدیابت با ۱۰۰ میلیگرم در دسیلیتر مشاهده نشد.
نوموگرام، که بر اساس امتیازهای تجمعی اختصاص داده شده به FPG، سن، جنسیت و دستهبندیهای BMI است، افراد را به چهار گروه ریسک ۱۰ ساله تقسیم کرد: حداقل (۰-۳ امتیاز، ۵٪ ریسک)، کم (۴-۶ امتیاز، ۱۲٪ ریسک)، متوسط (۷-۹ امتیاز، ۲۶٪ ریسک) و زیاد (≥۱۰ امتیاز، ۵۶٪ ریسک).
برای جمعبندی، در این مطالعه همگروهی از افرادی که در ابتدا دیابت نداشتند، ۸.۶٪ طی پیگیری میانهای به مدت ۶.۸ سال به دیابت مبتلا شدند و خطر تجمعی ۱۰ ساله آنها ۱۲.۸٪ بود. خطر با افزایش سطح اولیه FPG، حتی در محدوده نرمال، به همراه تأثیرات افزایشی از جنسیت مرد، افزایش سن و BMI افزایش یافت.
قابل توجه است که هم BMI کموزن و هم سطح FPG زیر ۸۰ میلیگرم در دسیلیتر با خطر بالاتر دیابت مرتبط بودند که احتمالاً بازتاب وضعیت تغذیهای ضعیف یا سارکوپنی است. در حالی که آزمایش FPG به طور گسترده در دسترس است، محدودیتهای آن تأکید بر نقش فزاینده آزمایش HbA1c برای بهبود دقت تشخیصی و هدفگذاری مداخلات را نشان میدهد.




