تعداد گلبول سفید زنان یائسه در تشخیص کرونا استفاده شد

با پیشرفتهای درمانی تشخیص کووید ۱۹ دیگر به اندازه گذشته ترسناک نیست، حداقل برای بیشتر افراد. اما مطالعهای جدید نشان میدهد که اکنون ممکن است پیشبینی کسانی که بیشتر در معرض ابتلا به علائم شدید بیماری قرار دارند، بر اساس تعداد لکوسیت (گلبولهای سفید خون) آسانتر باشد.
به گزارش بخش ریه رسانه اخبار پزشکی مدنا، میلیونها نفر در سراسر جهان از اثرات ادامهدار کووید ۱۹، که توسط ویروس SARs-CoV-2 ایجاد میشود، رنج میبرند، حتی ماهها پس از تشخیص اولیه. اختلالات شناختی و خستگی شایعترین علائم باقیمانده هستند، بهطوریکه اختلالات شناختی ۷۰ درصد از بیماران را تحت تأثیر قرار میدهند. افراد مسن، بهویژه زنان، بیشتر در معرض خطر قرار دارند.
اگرچه متخصصان بهداشت اطلاعات بسیار بیشتری در مورد کووید ۱۹ نسبت به شروع پاندمی در سال ۲۰۲۰ دارند، هنوز سوالات زیادی در مورد تأثیر این بیماری بر بدن انسان باقی مانده است. اگرچه این بیماری عمدتاً یک بیماری تنفسی است، اما اثرات پایدار آن بر سیستمهای مختلف ارگانها ثبت شده است. مطالعات قبلی نشان دادهاند که پاسخ ایمنی بیش از حد به عفونت کووید ۱۹ وجود دارد.
محققان در این مطالعه اخیر، بر اساس تحلیل ثانویه دادههای ابتکار سلامت زنان، به دنبال درک بهتر عواملی بودند که ممکن است برخی بزرگسالان، بهویژه زنان مسنتر پس از یائسگی، را بیشتر در معرض علائم شدیدتر بیماری قرار دهد. بهطور خاص، آنها بررسی کردند که آیا تعداد لکوسیت (یک نشانگر بالینی موجود از التهاب سیستمیک) با نتایج بیماری کووید ۱۹ ارتباط دارد یا خیر.
بر اساس نتایج، محققان به این نتیجه رسیدند که تعداد لکوسیت یک پیشبینیکننده مستقل از شدت علائم کووید ۱۹ در زنان پس از یائسگی است. این نتایج شواهد موجود را گسترش میدهند که التهاب خفیف نه تنها نتیجهای از شدت علائم کووید ۱۹ است، بلکه ممکن است پیش از عفونت حاد کووید-۱۹ نیز رخ دهد. تحقیقات اضافی در این زمینه ضروری است، اما کار اولیه امیدوارکننده است زیرا تعداد لکوسیت نمایانگر یک نشانگر بالینی مقرون به صرفه و قابل دسترس است.
دکتر مونیكا کریسمس، مدیر پزشکی انجمن یائسگی میگوید: «همانطور که نویسندگان اشاره میکنند، عواقب بعد از عفونت شدید تنفسی ویروس کرونا ۲ بهطور چشمگیری بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد و اغلب به ناتوانی شدید منجر میشود. این اثر بهویژه در زنان که پس از یائسگی بهطور طبیعی نرخهای بالاتری از اختلالات شناختی را تجربه میکنند، برجسته است. با درک بهتر عوامل زمینهای، میتوانیم این چالشها را بهتر مدیریت کرده و تلاش کنیم تا زنجیره علائمی که پس از آن میآید را کاهش دهیم.»




