افزایش خطر بیماریهای مزمن پس از یکبار گرمازدگی شدید

یک مطالعه پیشبالینی نشان میدهد که تنها یک اپیزود گرمازدگی ناشی از فعالیت جسمی میتواند منجر به بروز اختلالات مزمن سلامتی، از جمله چاقی، هایپرتروفی قلبی، استئاتوز کبدی و کاهش انعطافپذیری متابولیکی شود، بهویژه زمانی که با یک رژیم غذایی پرچرب همراه باشد.
به گزارش بخش سلامت و بهداشت رسانه اخبار پزشکی مدنا، در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۲۰,۰۰۰ مورد مراجعه به مراکز درمانی در ایالات متحده به دلیل اورژانسهای مرتبط با گرما ثبت شد. مطالعاتی که سابقه بیماران را پس از قرار گرفتن در معرض گرما بررسی کردهاند، افزایش قابلتوجهی در خطر ابتلا به بیماریهای کلیوی، کبدی و قلبیعروقی در بازه زمانی ۱۲ تا ۱۴ سال پس از قرار گرفتن در معرض گرما نشان دادهاند. با این حال، علل این پیامدهای دیرهنگام و ماندگار بهدرستی شناخته نشدهاند.
در حالی که قرار گرفتن در معرض شدیدترین نوع آسیب گرمایی، یعنی گرمازدگی، بیشترین خطر را دارد، آسیبهای گرمایی خفیفتر مانند خستگی گرمایی نیز خطرات قابلتوجهی به همراه دارند. هنوز مشخص نیست که آیا این پیامدهای دیرهنگام ناشی از بروز بیماریهای از پیش موجود هستند یا خود گرمازدگی بهطور مستقل عامل آنها است.
در این مطالعه، محققان بررسی کردند که آیا تنها یک بار قرار گرفتن در معرض گرمازدگی میتواند منجر به بروز اختلالات دیرهنگام سلامتی شود یا خیر. برای این منظور، موشهای بالغ برای دویدن روی چرخ مخصوص تمرین داده شدند و گرمازدگی ناشی از فعالیت (EHS) از طریق دویدن در دمای ۳۷.۵ درجه سانتیگراد برای موشهای ماده و ۳۴.۵ درجه سانتیگراد برای موشهای نر القا شد. نتایج با گروه کنترل ورزشی (EXC) که تحت همان شرایط اما بدون افزایش دما قرار داشتند، مقایسه شد.
موشهای نر مدتزمان بیشتری نسبت به موشهای ماده ورزش کردند، اما از دست دادن هوشیاری در آنها در دمای مرکزی پایینتری رخ داد. موشها در عرض چند دقیقه بهبودیافته و ایستادند و علائم اختلالات فوری سلامتی در آنها مشاهده نشد. پس از دو هفته، آنها به یک رژیم غذایی استاندارد (SD) یا رژیم غذایی غربی (WD) منتقل شدند.
موشهای تحت گرمازدگی (EHS) مصرف غذایی بیشتری داشتند، بهویژه در رژیم WD. همه موشهای تغذیهشده با WD افزایش وزن داشتند، اما موشهای گروه EHS در مقایسه با گروه EXC افزایش وزن بیشتری را نشان دادند. همچنین، موشهای نر گروه EHS، بدون توجه به نوع رژیم غذایی، افزایش قابلتوجهی در توده قلبی نسبت به گروه کنترل داشتند، که نشاندهنده پیشرفت هایپرتروفی قلبی بود.
اکوکاردیوگرافی نشان داد که موشهای ماده دو هفته پس از گرمازدگی افزایش قابلتوجهی در ضخامت و سرعت دیواره خلفی قلب داشتند، در حالی که موشهای مادهای که رژیم SD داشتند، در هفته دوازدهم پس از EHS کاهش ضخامت دیواره خلفی را تجربه کردند. همچنین، پس از ۱۰ هفته تغذیه با SD، موشهای نر گروه EHS افزایش سرعت دیواره خلفی را نشان دادند. علاوه بر این، پس از ۱۰ هفته رژیم WD، هر دو جنس افزایش متوسطی در ضخامت سیستولیک دیوارههای قلب داشتند.
تحلیل متابولومیکس غیرهدفمند نشان داد که موشهای EHS در رژیم SD تغییرات قابلتوجهی در متابولیتهای بطنی نسبت به گروه کنترل داشتند، بهویژه در موشهای نر. در مقابل، موشهای گروه WD پاسخهای متابولیکی کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند. بهطور کلی، WD تأثیر بیشتری بر متابولیسم قلبی نسبت به EHS داشت.
همچنین، متابولیتها بر اساس نقش آنها در پاتولوژی میوکارد و متابولیسم طبقهبندی شدند. مشخص شد که تقریباً تمامی موشهای گروه EHS، بدون توجه به رژیم غذایی، به سطح بالاتری از متابولیتهای کربوهیدرات ساده نسبت به گروه کنترل SD رسیدهاند. علاوه بر این، متابولیتهای مسیر گلیکولیز در گروه EHS افزایش یافته بودند. سطح کورتیکوسترون، که جذب گلوکز و سنتز گلیکوژن را تحریک میکند، در تمام موشهای گروه EHS افزایش داشت. در مقابل، سطح اسیدهای چرب زنجیره کوتاه، کوآنزیمهای مرتبط با آنها و آسیلکارنیتینها کاهش یافت. همچنین، سطح چندین آسیلکارنیتین زنجیره متوسط در موشهای نر گروه EHS با رژیم SD بهطور قابلتوجهی کاهش یافت.
جالب توجه است که موشهای گروه EHS در هر دو نوع رژیم کاهش سطح پروتئین پلاسما و آنزیم آلکالین فسفاتاز (ALP) را نشان دادند. همچنین، بررسی مولکولهای چسبندگی عروقی نشان داد که سطح اکثر این مولکولها در گروه EHS کاهش یافته است، اگرچه سطوح E-selectin و P-selectin تغییری نداشتند.
در نهایت، بررسی کبد موشها برای تشخیص ویژگیهای بیماری کبد چرب غیرالکلی نشان داد که موشهای تغذیهشده با WD علائم استئاتوز و بالونینگ داشتند، که در موشهای نر گروه EHS شدیدتر بود. سطح آنزیم کبدی آلانین آمینوترانسفراز نیز در موشهای ماده گروه EHS با رژیم WD افزایش ملایمی داشت.
این یافتهها نشان میدهند که قرار گرفتن در معرض یک اپیزود گرمازدگی شدید میتواند منجر به از دست رفتن توانایی بلندمدت در تنظیم مصرف غذا و توده بدنی شود و ناهنجاریهای متابولیکی قلبی مرتبط با مراحل اولیه بیماری قلبی را ایجاد کند. همچنین، این موشها علائم هایپرتروفی قلبی نشان دادند و مستعد ابتلا به استئاتوز کبدی ناشی از رژیم غذایی بودند.
علاوه بر این، این اثرات در موشهای ماده کمتر مشاهده شد که احتمالاً به دلیل مقاومت ذاتی آنها در برابر بیماریهای قلبی است. کاهش سطح ALP، پروتئین پلاسما و مولکولهای چسبندگی عروقی از دیگر پیامدهای قابل توجه این مطالعه بودند. این یافتهها به پیچیدگی و پایداری اختلالات چندعضوی پس از گرمازدگی ناشی از فعالیت اشاره دارند.



