برچسبهای اجباری کالری اختلالات تغذیهای را تشدید میکنند

بررسی نظاممند ۱۶ مطالعه نشان میدهد که الزام کسبوکارهای غذایی به درج اطلاعات تغذیهای در خارج از خانه ممکن است رفتارهای مرتبط با اختلالات تغذیهای را تقویت کند و این موضوع نگرانیهایی را برای سیاستگذاران ایجاد کرده است.
به گزارش بخش علوم تغذیه و سلامت عمومی رسانه اخبار پزشکی مدنا، پژوهشگران یافتههای موجود درباره تأثیر برچسبگذاری تغذیهای توسط رستورانها و سایر کسبوکارهای مرتبط با غذا بر افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای را خلاصه کردهاند. در حالی که این مداخلات با هدف مقابله با چاقی اجرا میشوند، ممکن است تأثیر منفی بر افرادی که دچار اختلالات تغذیهای محدودکننده هستند داشته باشند. این پیامدهای ناخواسته باید از سوی سیاستگذاران هنگام تدوین و اجرای سیاستهای سلامت عمومی در نظر گرفته شوند.
سازمان جهانی بهداشت تخمین زده است که در سال ۲۰۲۲، از هر هشت نفر در جهان یک نفر با چاقی زندگی کرده است. از سال ۱۹۹۰، میزان چاقی در میان نوجوانان چهار برابر و در میان بزرگسالان بیش از دو برابر شده است. افرادی که با چاقی زندگی میکنند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات جدی سلامتی از جمله برخی سرطانها، سکته مغزی، بیماریهای قلبی و دیابت قرار دارند.
در تلاش برای کنترل اپیدمی جهانی چاقی، دولتها سیاستهایی را برای کاهش مصرف کالری معرفی کردهاند. در سالهای اخیر، کشورهایی مانند انگلستان اقداماتی را اجرا کردهاند که کسبوکارهای ارائهدهنده غذا، از جمله رستورانها، را ملزم به درج برچسب کالری بر روی محصولات خود کرده است. اگرچه این سیاستها با هدف کاهش چاقی تدوین شدهاند، اما ممکن است تأثیرات منفی بر افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای داشته باشند. این اختلالات که اغلب با نگرانیهای مرتبط با تصویر بدن همراه هستند میتوانند منجر به رفتارهای تغذیهای مختل شوند.
برچسبهای تغذیهای شامل اطلاعات مربوط به میزان کالری مصرفی هستند که میتواند باعث افزایش استرس در افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای محدودکننده هنگام صرف غذا در بیرون از خانه شود. از آنجایی که برخی اختلالات تغذیهای مانند پرخوری عصبی معمولاً همزمان با چاقی رخ میدهند، چنین سیاستهایی ممکن است حتی مشکل مورد هدف را تشدید کنند. بنابراین، لازم است که سیاستگذاران تأثیرات منفی بالقوه را در کنار مزایای احتمالی این اقدامات ارزیابی کنند.
پژوهشگران مطالعاتی را شناسایی کردند که دادههای کمی یا کیفی درباره تأثیر برچسبهای تغذیهای در خارج از خانه، از جمله سیستم رتبهبندی چراغ راهنمایی (که مواد غذایی را بر اساس میزان مواد مغذی آنها با رنگهای قرمز، زرد و سبز دستهبندی میکند) نشانگرهای معادل فعالیت بدنی و محتوای کالری، بر افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای گزارش داده بودند.
پس از جستجوی اولیه که ۷۵۸ مطالعه را شامل میشد، پژوهشگران ۱۶ مطالعه را که با معیارهای جستجوی آنها همخوانی داشت، شناسایی کردند. آنها سپس اطلاعاتی مانند اندازه نمونه، کشور، سال انتشار مطالعه، نام نویسنده و ویژگیهای شرکتکنندگان از جمله وضعیت اجتماعی اقتصادی، قومیت، جنسیت و سن را استخراج کردند. بیشتر مطالعات منتشرشده در کشورهای غربی مانند ایالات متحده، کانادا و بریتانیا انجام شده بود و دو مطالعه نیز از عربستان سعودی بود.
همچنین، پژوهشگران اطلاعات مربوط به نحوه شناسایی اختلالات تغذیهای و طراحی مطالعات را ثبت کردند. به منظور افزایش دقت و کاربردپذیری یافتهها افراد دارای تجربه زندگی با اختلالات تغذیهای در طراحی مطالعه و برنامهریزی برای انتشار نتایج مشارکت داشتند. مطالعاتی که از روشهای شبهآزمایشی و تجربی استفاده کرده بودند، اغلب دانشجویان دانشگاهی را به عنوان شرکتکننده مورد بررسی قرار داده بودند. یکی از تحلیلها نشان داد که یک هفته پس از اجرای برچسبگذاری کالری، تغییری در رفتار تغذیهای، تأثیر بر بدن یا میزان کالری مصرفی مشاهده نشد.
مطالعهای دیگر نشان داد که بیشتر دانشجویان مصاحبهشونده، برچسبهای غذایی چراغ راهنمایی را مفید دانستند، اما ۱۶٪ از آنها نگرانیهایی درباره احتمال تحریک اختلالات تغذیهای مطرح کردند. برخی مطالعات به طور خاص بر افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای تمرکز داشتند. یکی از این مطالعات که شامل دانشجویان دختر بود، نشان داد که افزودن برچسب کالری تأثیری بر رفتارهای تغذیهای نامنظم یا انتخاب غذا نداشته است.
با این حال، مطالعهای دیگر نشان داد که افراد مبتلا به بولیمیا یا آنورکسیا نروزا هنگام مواجهه با برچسب کالری، میزان کالری کمتری سفارش دادهاند، در حالی که افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی، میزان کالری بیشتری مصرف کردهاند. مطالعات مقطعی نیز یافتههای متفاوتی را گزارش کردند. برخی از مطالعات هیچ تأثیری از برچسبهای تغذیهای مشاهده نکردند، اما مطالعاتی دیگر، از جمله مطالعهای که در عربستان سعودی انجام شد، نشان داد که استفاده از برچسبهای کالری با افزایش رفتارهای تغذیهای مختل و نگرانیهای بیشتر درباره وزن مرتبط بوده است.
مطالعهای دیگر نشان داد که افراد با رفتارهای تغذیهای محدودکننده، زمان بیشتری را صرف بررسی برچسبهای کالری کرده و در نهایت گزینههایی با کالری کمتر را انتخاب کردهاند. همچنین افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای حمایت کمتری از سیاستهای برچسبگذاری کالری نشان دادند در مقایسه با افرادی که دارای سایر تشخیصهای سلامت روان بودند. تحقیقات کیفی در این حوزه، موضوعات مهمی را شناسایی کرد و نشان داد که برچسبهای تغذیهای میتوانند باعث افزایش وسواس افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای نسبت به محتوای کالری شوند و توجه آنها را از حس گرسنگی یا سلیقه شخصی به میزان کالری مصرفی معطوف کنند.
علاوه بر این، این برچسبها میتوانند به تداوم اختلال تغذیهای کمک کرده و لذت غذا خوردن در بیرون را از بین ببرند که در نهایت منجر به انزوا و ناامیدی میشود. شرکتکنندگان در این مطالعات معتقد بودند که این سیاستها به طور مؤثر چاقی را هدف قرار نمیدهند و در عین حال به آسیبهای احتمالی آن برای افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای توجهی نمیشود. از سوی دیگر، برخی افراد اظهار داشتند که مشاهده برچسبهای کالری به آنها احساس امنیت بیشتری میدهد، زیرا میتوانند اضطراب خود را در مورد اندازه وعدههای غذایی کاهش داده و هنگام صرف غذا در جمع، احساس اطمینان بیشتری داشته باشند.
شواهد کنونی نشان میدهد که برخی از افراد مبتلا به اختلالات تغذیهای، برچسبهای کالری را مضر یا تحریککننده میدانند، در حالی که برخی دیگر آنها را ابزاری برای تسهیل تغذیه اجتماعی ایمنتر تلقی میکنند. با این حال، این بررسی شکافهای مهمی در پژوهشها را شناسایی کرد، از جمله نبود تجربههای متنوع و نمونههای نماینده، که باید در مطالعات آینده مورد توجه قرار گیرد.




