نیمی از بیماران دیابت نوع 2 از فقر ویتامین رنج میبرند

تحقیقات جدید نشان میدهند که گرسنگی پنهان (کمبودهای ویتامینها و مواد معدنی کلیدی) بهطور خاموشی در حال بدتر کردن وضعیت دیابت نوع ۲ است و تقریباً نیمی از بیماران در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد. این موضوع چه تأثیری بر مراقبت و پیشگیری از دیابت دارد؟
به گزارش بخش اندوکرینولوژی رسانه اخبار پزشکی مدنا، گروهی از محققان میزان کمبود مواد مغذی میکرو در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ (T2DM) را بررسی کرده و الگوهای کلیدی را در میان گروههای جمعیتی و مناطق جغرافیایی شناسایی کردند. آیا میدانستید که تقریباً نیمی از افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ فاقد ویتامینها و مواد معدنی ضروری مانند ویتامین D و منیزیم هستند که برای تنظیم قند خون و عملکرد انسولین حیاتی هستند؟ با وجود این واقعیت هشداردهنده، بیشتر بیماران از این کمبودها بیخبرند.
شهرنشینی، سبکهای زندگی بیتحرک و شیوع رژیمهای غذایی فرآوریشده تنها وضعیت را بدتر کردهاند. بهطور مثال، افرادی که به غذاهای فستفود وابسته هستند، اغلب از دریافت مواد مغذی ضروری باز میمانند که این امر مشکلات مربوط به دیابت را تشدید میکند. کمبود مواد مغذی میکرو (MNDs) یک اپیدمی خاموش است که سلامت متابولیک و کیفیت زندگی را تضعیف میکند. با این حال، بار گسترده کمبود مواد مغذی میکرو در میان بیماران دیابت نوع ۲ هنوز بهطور کامل بررسی نشده است و بیشتر تحقیقات بهطور خاص بر روی یک ماده مغذی متمرکز شدهاند.
با افزایش نرخهای جهانی دیابت و تسلط بیماریهای سبک زندگی بر دستور کارهای بهداشتی، روشن کردن ابعاد واقعی این مسئله ضروریتر از همیشه است. شواهد جدید نشان میدهند که کمبودهای مواد مغذی میکرو ممکن است متابولیسم گلوکز و مسیرهای سیگنالدهی انسولین را مختل کنند و به بروز و پیشرفت دیابت نوع ۲ کمک کنند. رفع این کمبودها برای بهبود مدیریت بیماری، پیشگیری از عوارض و بهبود میلیونها زندگی در سراسر جهان ضروری است.
این مرور سیستماتیک طبق دستورالعملهای گزارشدهی مورد ترجیح برای مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزها (PRISMA) انجام شده است. جستوجوی جامعی در پایگاههای دادههایی مانند PubMed، Scopus و Cochrane Library برای مطالعات منتشر شده بین سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۲۳ انجام شد.
مطالعاتی که شامل ارزیابی شیوع کمبود مواد مغذی میکرو در افراد ۱۸ سال به بالا با دیابت نوع ۲ بودند، وارد شدند. طراحیهای مطالعه قابل قبول شامل مطالعات مقطعی و همگروهی بودند. مطالعاتی که بر دیابت بارداری، دیابت نوع ۱ یا افراد زیر ۱۸ سال تمرکز داشتند، حذف شدند. استخراج دادهها با استفاده از یک فرم استاندارد انجام شد که ویژگیهای مطالعه، جمعیت شرکتکنندگان و دادههای شیوع را ثبت میکرد.
تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار R (نسخه ۴.۳.۲) انجام شد و از مدل اثرات تصادفی برای تجمیع نرخهای شیوع استفاده شد. همگنایی با استفاده از شاخص I-squared ارزیابی شد و تعصب انتشار با آزمون اگر بررسی گردید. تحلیلهای زیرگروه برای بررسی تفاوتها بر اساس جنسیت، منطقه جغرافیایی و وجود عوارض مرتبط با دیابت انجام شد.
تحلیلهای حساسیت برای اطمینان از دقت نتایج انجام شد. جالب است که محققان به محدودیتهای ذاتی مطالعات مبتنی بر بیمارستان اشاره کردند که ممکن است به دلیل تعصب انتخابی، نرخهای شیوع را بیش از حد تخمین بزنند. معیارهای تشخیصی برای کمبود مواد مغذی میکرو در مطالعات مختلف متفاوت بود، اما در طول ترکیب دادهها، واحدهای اندازهگیری یکسانی حفظ شد.
این مرور سیستماتیک ۱۳۲ مطالعه را که شامل دادههایی از ۵۲,۵۰۱ شرکتکننده بود، تحلیل کرد. شیوع تجمعی کمبودهای چندگانه مواد مغذی میکرو در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ ۴۵.۳٪ بود (فاصله اطمینان ۹۵٪ [CI]: ۴۰.۳۵٪ تا ۵۰.۳۰٪). این کمبودها در زنان (۴۸.۶۲٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۴۲.۵۵٪ تا ۵۴.۷۰٪) بیشتر از مردان (۴۲.۵۳٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۳۶.۳۴٪ تا ۴۸.۷۲٪) بود.
کمبود ویتامین D بهعنوان رایجترین کمبود شناخته شد و ۶۰.۴۵٪ از بیماران (فاصله اطمینان ۹۵٪: ۵۵٪ تا ۶۵٪) را تحت تأثیر قرار داد. کمبود منیزیم با ۴۱.۹۵٪ شیوع (فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲۷٪ تا ۵۶٪) در رتبه دوم قرار گرفت. در میان مصرفکنندگان متفورمین، کمبود ویتامین B12 بهطور قابل توجهی بالاتر بود (۲۸.۷۲٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲۱.۰۸٪ تا ۳۶.۳۷٪) نسبت به جمعیت عمومی دیابت نوع ۲.
از نظر جغرافیایی، شیوع کمبودهای مواد مغذی میکرو در مناطق مختلف سازمان جهانی بهداشت (WHO) متفاوت بود. قاره آمریکا بالاترین شیوع را گزارش کرد (۵۴.۰۴٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۳۵.۰۳٪ تا ۷۲.۴۸٪)، بهدنبال آن جنوبشرقی آسیا (۴۹.۷۳٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۳۸.۸۸٪ تا ۶۰.۶۰٪). مطالعات مبتنی بر بیمارستان بهطور مداوم نرخهای شیوع بالاتری را (۴۶٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۴۱٪ تا ۵۱٪) در مقایسه با مطالعات مبتنی بر جامعه (۲۲٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۶٪ تا ۴۶٪) گزارش کردند که به تعصب انتخابی اشاره دارد.
عدم وجود مطالعات بزرگ مبتنی بر جمعیت مقایسه نرخهای شیوع بین بیماران دیابت نوع ۲ و جمعیت عمومی را دشوار میکند. همچنین، تحلیلهای زیرگروه نشان داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ با عوارض، شیوع بالاتری از کمبودهای مواد مغذی میکرو داشتند (۴۰٪، فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲۹.۳۸٪ تا ۵۰.۲۸٪).
تحلیلهای رگرسیون متا روند اندکی رو به بالایی در شیوع کمبود مواد مغذی میکرو در طول زمان شناسایی کردند، بهویژه برای ویتامین D و B12، اگرچه این روندها از نظر آماری معنیدار نبودند. نمودارهای قیفی و آزمون اگر وجود تعصب انتشار را تأیید کردند، اما تحلیلهای حساسیت دقت کلی تخمینهای تجمیعی را تأیید کردند. با وجود تنوع قابل توجه میان مطالعات (I-squared = ۹۹٪)، الگوهای ثابت در میان زیرگروهها، فراگیر بودن این مشکل را نشان داد. تنوع به تفاوتهای معیارهای تشخیصی، ویژگیهای جمعیتی و الگوهای غذایی در مناطق مختلف نسبت داده شد.
یافتهها نشان میدهند که بار بالایی از کمبود مواد مغذی میکرو در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ وجود دارد، بهطوریکه تقریباً نیمی از بیماران از کمبود مواد مغذی ضروری مانند ویتامین D و منیزیم رنج میبرند. زنان و افرادی که دچار عوارض دیابت هستند، بهویژه آسیبپذیر هستند. این کمبودها نهتنها پیشرفت بیماری را تشدید میکنند، بلکه به عوارض بلندمدت نیز منجر میشوند، بنابراین نیاز به مداخلات هدفمند برای رفع آنها ضروری است.
تفاوتهای جغرافیایی نشاندهنده تأثیر عادات غذایی منطقهای و نابرابریهای بهداشتی است و نیاز به سیاستهای تغذیهای منطبق با فرهنگ هر منطقه را نشان میدهد. علاوه بر این، تحقیقات آینده باید بر روی مطالعات جمعیتی طراحیشده خوب تمرکز کنند تا دادههای قابل تعمیم فراهم کرده و علّیت بین کمبود مواد مغذی میکرو و پیشرفت دیابت نوع ۲ را روشن کنند. بهدلیل تسلط مطالعات بیمارستانی، تحقیق آینده باید گروههای مبتنی بر جامعه را در بر گیرد تا قابلیت تعمیم بهبود یابد. سیاستگذاران، پزشکان و محققان باید بهعنوان بخشی از مراقبت جامع دیابت، رفع کمبودهای مواد مغذی میکرو را در اولویت قرار دهند تا بار فزاینده دیابت نوع ۲ را کاهش دهند.




